الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
23
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
پوشيده نيست كه ايشان در صورتى كه دو شخص از نظر قدرت ادارهء كشور ، برابر باشند امّا يكى از ديگرى عالمتر باشد ، مقدم داشتن اعلم را واجب نمىدانند . و همين امر براى مخالفت آنان با كتاب خدا كافى است . بعلاوه ، با وجود آنكه برترى در امور دنيوى از قبيل مقام ، قدرت و ثروت موجب پيروى مردم مىگردد امّا با وجود اين در شرايط امامت اين گونه امور شرط نشده است ؛ زيرا هدف ، اطاعت و ايمان حقيقى است نه پيروى ظاهرى . همچنين اشكالى ندارد كه شخص ديگرى از لحاظ نسبى با امام برابر باشد ، بلكه مهم آن است كه برتر از امام نباشد ؛ زيرا مساوى بودن از اين حيث ، در صورتى كه امام برترى حسبى داشته باشد اشكالى در پيروى آن شخص از امام ايجاد نمىكند . به همين دليل مانعى ندارد كه امام از پدر و مادر خويش ، برادرانى نيز داشته باشد . در اين باره بيشتر بينديش . و على اللَّه التوفيق . بحث سوم راه تعيين امام مصنّف - قدّس اللَّه روحه - مىگويد : اماميّه به طور كل بر اين باورند كه دو راه براى تعيين امام وجود دارد ؛ نخست سخن صريح خدا يا پيامبر و امامى كه امامتش با نص و سخن صريح ثابت شده باشد و يا صدور معجزه از وى ؛ چرا كه يكى از شرايط امام ، عصمت است و عصمت از ويژگيهاى باطنى و پوشيده اى است كه جز خداوند كسى از آن مطلع نيست . اهل سنّت اين را نپذيرفته و اطاعت از ابو بكر را بر تمام دنيا واجب شمردند . چرا ؟ به دليل متابعت عمر از او و رضايت چهارتن ديگر ؛ يعنى ابو عبيدة بن جرّاح ، سالم - آزاد شدهء ابو حذيفه - بشير بن سعد و اسيد بن حضير . آخر چطور مىشود كسى كه ايمان به خدا و قيامت دارد ، پيروى از شخصى را كه صرفا چهار نفر با او موافقند واجب بداند ، در حالى كه نه خدا و پيامبر او را تعيين كردهاند و نه تمام مردم موافق امامتش بودهاند ؟ امام الحرمين جوينى كه از عالمترين دانشمندان اهل سنّت است و بيش از ديگران با ائمه دشمنى دارد پا را از اين نيز فراتر نهاده مىگويد : « اگر يك تن نيز با مردى از قبيلهء بنى هاشم بيعت كند امامت او با همين